دیپلماسی ایرانی: جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان باید با توجه به اشتراکات متعدد فرهنگی، تاریخی، مذهبی و جغرافیایی بهترین رابطه را در منطقه داشته باشند، اما متاسفانه در طول تاریخ حدود 25 ساله، بعد از فروپاشی شاهد بیشترین نشیب و فراز بودیم که البته نشیب xadها بیشتر از فرازها بوده است. قصد دارم ابتدا با طرح اهمیت دو کشور برای یکدیگر به این پرسش پاسخ دهم که چرا روابط دچار مشکل شد و چه باید کرد که گذشته تکرار نشود؟ جمهوری آذربایجان مهمترین کشور قفقاز هم به لحاظ جمعیت، هم وسعت، هم ظرفیتxad های اقتصادی، انرژی، و هم به دلیل موقعیت ترانزیتی خیلی خاص و همچنین به دلیل درآمدهایش است. وجود دریای خزر از یک سو و رودخانه ارس در طرف دیگر و همجواری جمهوری آذربایجان با 4 استان ایران، از طریق مرزهای زمینی_ با دو استان از طریق دریا و یک استان به لحاظ زبان_ اهمیت ویژه xadای به خصوص در ارتباط با جمعیت آذریxad زبان ما ایجاد میxad کند؛ به لحاظ تجانس جمعیتی، قومی و فرهنگی نیز در واقع مهمترین همسایۀ شمالی ما تلقی میxad شود.
آذربایجان حلقه اتصال جهان اسلام و جهان مسیحیت بوده و در بین گرجستان و ایران قرار گرفته است. یک کشور اسلامی و دومین کشور شیعه جهان است. از این منظر اهمیت بسیار مهمی دارد. از سوی دیگر ایران برای جمهوری آذربایجان به دلیل بحث ترانزیتی و تلاش آذربایجان برای اتصال به آبxad های گرم خلیج xadفارس و دریای عمان و به دلیل این که ارتباط زمینی با نخجوان ندارد و مجبور است از خاک ایران بگذارد، بسیار مهم است. زیرا اگر این مرز از دست برود و بسته شود خسارات زیادی متوجه آذربایجان خواهد شد. به دلیل مشکلات ناشی از قرهxadباغ، مسیرهای ارتباطی قبلی دوران شوروی که خط xadآهن ایروان به باکو بود، الآن وجود ندارد و به همین دلیل نیاز این کشور به ایران بسیار زیاد شده است. بازار آذربایجان در بین کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز مهمترین بازار است و تاکنون بالاترین صادرات غیرنفتی ایران به کشورهای آسیای مرکزی به قفقاز و آذربایجان بوده و همواره هم تراز مثبت بوده است. یعنی ایران صادرات بیشتری داشته است. در حوزهxad های انرژی چه در دریا و چه به صورت برق در ارس، با توجه به نیروگاهxad هایی که وجود دارد، اهمیت دو کشور برای همدیگر محرز است.
اما باوجود اهمیت طرفین برای همدیگر، این سوال باز مطرح می شود که چرا روابط به خصوص در اوایل دچار نشیب شد؟ بعد از فروپاشی شوری، ایازنیازی اوغلو مُطَلِب اف، اولین رئیسxad جمهور آذربایجان شد. او کمتر از یک سال رئیسxad جمهور بود و به دلیل بحران خوجالی و اتهامی که به او زدند، برکنار شد. سپس خلقیxad ها که افراد متمایل به پانxad آذریست بودند و ادعای ارضی نسبت به ایران داشتند، روی کار آمدند و ایلچیxad بیگ، دومین رئیسxadxad جمهور شد. او دیدگاهxad های تند پانxad آذریستی داشت. معتقد بود آذربایجان مستقل نمیxadxad شود مگر این که تبریز پایتخت این کشور باشد. در حالی که در آن زمان آذربایجان درگیر جنگ با ارمنستان و در واقع اولویت اول آذربایجان مساله قرهxad باغ و ارمنستان بود. ایلچیxad بیگ دائم می گفت که من خواب خوی و مرند را دیدم، و همیشه این آرزو را مطرح میxad کرد که بتواند این وضعیت را، یعنی ادعای ارضی خود را به سامان برساند.
در این مقطع پانxad آذریستxad ها هم توجه زیادی به ایران کردند. فعالیتxad های متعددی را انجام دادند و به این دلیل نگاه ایران به جمهوری آذربایجان در آن منطقه، یک نگاه تهدیدمحور شد. یعنی نگاه ایران به آذربایجان به دلیل سیاست های خاص ایلچی بیگ امنیتی و موجب دور شدن دو کشور از یکدیگر شد. از سوی دیگر نگاه آذربایجان به ایران نیز تهدید محور شد. تفاوت نگاه دو کشور به مذهب، علت این مساله است. ایران و آذربایجان هر دو کشور شیعی ولی با تفاوت هایی هستند. ایران یک کشور انقلابی، حضور مردمی و در یک پروسه شاید 15،16 ساله با شاه و رژیم قبلی مبارزه کرد و با توجه به اعتقاد خودش انقلاب اسلامی را ایجاد کرد. بنابراین خودش را موظف میxad دید از این انقلاب پاسداری و دستاوردهایش را حفظ کند، اما در آذربایجان این گونه نبود. در آذربایجان به دلیل قوانین و مقرارت حقوقی که منجر به فروپاشی شوروی و ایجاد استقلال جمهوریxad ها شد، همان مقاماتی که روز قبل در شوروی بودند، روز بعد همان ها مقامات جمهوری آذربایجان شدند. همان مردمی که همان روز قبل با همان دیدگاxadهxad های لائیک و غیردینی خودشان حضور داشتند، مجدداً روز بعد به عنوان مردم یک کشور مستقل معرفی شدند.
بنابراین یک حرکت انقلابی بنیادی در جمهوری آذربایجان تشکیل نشد و دولت آذربایجان هم به دلیل فضای دوران شوروی نظام لائیک را انتخاب کرد و اکنون هم خود را حامی نظام لائیک میxad داند. در زمان شوروی نظام واقعا ضددینی بود، یعنی دولت شوروی تمام مظاهر دینی را ممنوع کرده بود و از بین میxad برد حتی قرآنxadxad ها و مساجد. علمای بسیاری در آن دوره کشته شدند و مردم آذربایجان آزادی دینی نداشتند. اما در دوره بعد از فروپاشی یک حکومت غیردینی حاکم شد، غیردینی یعنی این حکومت مایل نبود دین در سیاست دخالت کند، اما مردم آزادی دینی داشتند، یعنی مساجد و حسینیهxad ها فعال بودند و امروز هم فعال هستند. شیعیان در حدی که مزاحمت امنیتی برای دولت نداشته باشند، آزاد هستند اما اگر به خطوط قرمز ورود کنند، حتماً با آنها مقابله میxad شود. بنابراین آذربایجان یک حکومت ضددینی نیست، یک حکومت غیردینی است و باید به این تفاوت توجه کنیم.
با وجود این تفاوتxad ها طیفی از داخل ایران انتظار داشتند جمهوری آذربایجان هم مانند ایران شود. همان نگاهی که ما به فلسطین و اسرائیل داریم، آذربایجان هم داشته باشند. همان نگاهی که ما به مسائل جهان اسلام داریم، آنها هم داشته باشند. این مساله به خصوص تبلیغاتی که عوامل ثالث _اسرائیلیxad ها_ داشتند، نگرانیxad هایی را در آذربایجان ایجاد کرد که مبادا حکومتی شبیه ایران در کشور لائیک که شاید حدود 10 درصد فقط قائل به حکومت دینی بودند، ایجاد و مزاحمتxad هایی ایجاد کند. از این رو نگاه جمهوری آذربایجان هم نسبت به ایران یک نگاه تهدیدمحور شد، در حالی که ما باید تلاش میxad کردیم با نگاه فرصتxad محور به روابط نگاه کنیم.
عوامل دیگری از جمله مسائل تمدنی نیز مطرح بود. جمهوری آذربایجان در حوزه تمدنی ایران قرار داشته و دارد و ما دارای میراثxad های مشترکی به لحاظ فرهنگی هستیم. وقتی آذربایجان مستقل شد، سعی کرد این میراثxad ها را از آن خود کند، مانند نظامیxad گنجوی که تلاش شد نظامی را در چارچوب نگاه هویتxad سازی یک شاعر ترکxad زبان جلوه دهند و هر گونه ارتباط نظامیxad گنجوی با ایران قطع شود. این موضوع مورد اختلاف بین ایران و آذربایجان بود. مسائل دیگری در ارتباط با میراث فرهنگی که تبدیل به یک منازعه فرهنگی بین دو کشور شد. اگرچه میxad توانست تبدیل به یک نوع تعامل فرهنگی مثبت نیز باشد؛ همان گونه که نوروز بین 10 کشور ثبت شد، میxad شد هر دو به طور مشترک نظامیxad گنجوی را هم تجلیل کنیم.
این مسائل منجر شد دو کشور روبه روی هم قرار بگیرند. یکی از آثار این وضعیت، فرار آذربایجان از منطقه بود. آذربایجان روسیه را حامی ارمنستان میxad دانست، بنابراین اعتمادی به آن نداشت و از سوی دیگر در منطقه از ایران توسط عوامل ثالث به خصوص رسانهxad های اسرائیلی دوری کرد و به سمت آمریکا، اسرائیل و اروپا متمایل شد. این مساله آثاری منفیxad برای ایران داشت. به دلیل این که ما را از ترانزیت به اروپا محروم کرد و در حوزۀ خط انتقال، گاز و نفت به اروپا کاملاً غربیxad ها توانستند از آذربایجان علیه ما استفاده کنند.
اما دلیل چرخش روابط چه بود؟ و چه شد که روابط به وضعیت مثبت فعلی رسید؟ یکی از دلایل آن اشتباهات غربیxad ها بود. آمریکا و اروپا در مقاطع مختلف به دلیل بحث حقوقxad بشر و دموکراسی مشکلات زیادی را برای آذربایجان ایجاد کردند. به خصوص در انتخابات دور سوم از الهام علیxad اف حمایت نکردند و به انتقاد از او پرداختند. این باعث شد آذربایجان از آمریکا و غرب دل زده شود. حتی در این مقطع اسرائیل هم دچار اشتباه شد و خط غربیxad ها را دنبال کرد. اما بلافاصله با عکسxad العمل تندی که آذربایجان نشان داد، آنها عقبxad نشینی کردند و ادامه ندادند.
بحث اوکراین مساله دومی بود که باعث دل زدگی آذربایجان از آمریکا و غرب شد. به دلیل کمxad توجهی آمریکا به متحد خودش که اوکراین بود و فضایی که برای روسیه ایجاد شد، اعتماد کشورهای منطقه از جمله آذربایجان به آمریکا کاهش پیدا کرد. بحث سوم، ظهور افراطیxad گری بود که باعث شد آذربایجان به طرف منطقه و ایران گرایش پیدا کند. به دلیل این که آذربایجان به عنوان یک کشور شیعی در معرض خطر افراطxadگرایی بود و سعی کرد با ایران و روسیه همکاریxad های امنیتی و عملیاتی داشته باشد.
حضور دولت یازدهم و دوستیxad ای که آقای روحانی ایجاد کرد، با توجه به اهمیتی که ایشان برای آذربایجان قائل بود که چندین بار این را من از خود ایشان و از اطرافیانشان شنیدم که ایشان نظر خاصی به آذربایجان دارد و ارتباط دوستانه شخصی که ایشان با آقای الهام علیxad اف ایجاد کرد، یکی از دلایلی بود که در مجموع روند اعتمادسازی را به وجود آورد. بنابراین زمینه ساز بازگشت آذربایجان به منطقه شد و ما نیز پاسخ مثبت دادیم؛ به نحوی که تا به امروز 7 بار روسای جمهوری دو کشور ملاقات کردند.
برچسب:
نویسنده: آریا جعفری